سه شنبه 25 مهر 1396 | به روز شده: 41 دقیقه قبل

HAMSHAHRIONLINE

The online version of the Iranian daily Hamshahri
ISSN 1735-6393
شنبه 16 اردیبهشت 1396 - 04:30:00 | کد مطلب: 368999 چاپ

سرنوشت نامعلوم مسلمانان روهینگیا

جهان > آسیا و اقیانوسیه - هارون یحیی:
سلب تابعیت مسلمانان روهینگیا در سال ۱۹۸۲ و سرنوشت غم‌­انگیز آنها در آن سال‌ها تا حدود زیادی نادیده گرفته ­شد.

علاوه بر محروميت از حقوق شهروندي و آواره‌­شدن از سرزمين مادري، مسلمانان روهينگيايي از حق كار، تحصيلات و نيز خدمات درماني و اجتماعي نيز محرومند و همواره در معرض كشتار وحشيانه نيز قرار داشته‌­اند. حقيقت تلخ‌­تر آن است كه مراكز اسكان آنها نيز به آتش كشيده شده است و خيلي از آنها نيز در اين راه جان خود را از دست داده‌­اند.

وضعيت اسفناك اين مسلمانان پس از فجايع وحشتناكي كه در دريا براي آنها اتفاق افتاد، بيشتر مورد توجه قرار گرفت. در خيلي از اين سفرهاي دريايي مسلمانان روهينگيايي يا از گرسنگي و مريضي جان خود را از دست مي­‌دهند يا در نهايت در كشورهاي مقصد به‌دست قاچاقچيان انسان مي‌­افتند. خيلي از اين قايق‌­ها نيز قبل از اينكه به ساحل برسند غرق مي­‌شوند. زماني هم كه توجه افكار عمومي جهان به اين قضيه معطوف شد، خيلي از آنها جان خود را از دست داده بودند.

امروز تقريبا تمام دنيا متوجه نسل‌كشي مذهبي و نژادي اين مسلمانان شده است. سازمان­‌هاي حقوق بشري به كرات در مورد اين حوادث ناگوار گزارش داده­‌اند تا جايي كه سازمان ملل از تعبير «مظلوم‌­ترين مردم دنيا» استفاده كرده است. با وجود اين، تمام موضع­‌گيري­‌ها مثمرثمر واقع نشده و مسلمانان روهينگيايي همچنان سركوب مي‌­شوند و اين فجايع همچنان در مقابل چشم جهانيان خشن‌­تر از گذشته استمرار دارد.

براساس شواهد عيني بيش از 220نفر از مسلمانان روهينگيايي از ميانمار به بنگلادش فرار كرده‌­اند و برخوردهاي خشونت‌­آميز از سپتامبر2016 به‌شدت افزايش پيدا كرده است. همچنين براساس اين گزارش‌­ها قتل‌عام‌­ها همچنان ادامه دارد و در اين بين انديشمندان مذهبي، معلمان، بزرگان و افراد مورد احترام بيش از ديگران در معرض خطر هستند. حتي بچه‌ها نيز از تجاوز جنسي در امان نيستند و بعضي نيز به همين‌خاطر جان خود را از دست داده‌اند.

تخمين زده شده است كه بيش از 92هزار نفر از مسلمانان روهينگيايي از سپتامبر گذشته تا‌كنون از خانه و كاشانه خود آواره شده‌­اند.
بنگلادش نزديك‌­ترين مقصد براي اين آوارگان است. اما تصميم اخير وزارت امور خارجه بنگلادش براي اعزام اين آوار­گان به‌عنوان پناهجو به جزيره تانگر چار در خليج بنگال كه فقط از راه دريا امكان­‌پذير است، موجب نگراني شده است. اين جزيره مدت زيادي از سال به‌دليل سيلاب و جزر و مدهاي پي‌درپي زير آب است. بنابراين جاي مناسبي براي زندگي نيست و از امكانات آموزشي، مسكوني يا درماني نيز محروم است.

شوراي وزراي بنگلادش دستور توقف ورود شهروندان ميانمار را به اين كشور صادر كرده است. همچنين قرار است همه پناهجويان در مكان­‌هايي از پيش تعيين‌‌شده اسكان داده شوند و تمام تدابير لازم انديشيده شود تا از معاشرت آنها با ديگر مسلمانان روهينگيايي كه از قبل به بنگلادش پناهنده شده­‌اند، جلوگيري به‌عمل آيد. دولت بنگلادش علت اين تصميم خود را نگراني از افزايش تدريجي جمعيت مسلمانان روهينگيايي ذكر كرده است كه ممكن است خطرات فيزيكي براي افراد محلي و نيز مشكلات اجتماعي و اقتصادي به‌دنبال داشته باشد.

اين تصميم دولت بنگلادش حاكي از نوعي نگرش منفي با اين مسلمانان و رفتاري غيرانساني با آنها و نيز قتل‌عام نژادي آنها در كشوري است كه به آن پناه برده‌اند. درنظر­گرفتن اين مسلمانان به‌عنوان يك تهديد بالقوه آن هم در كشوري كه به آن پناه برده‌­اند خود نهايت بي‌رحمي و ظلم در اين دنياست.

ارزش‌هاي اخلاقي اسلامي مي‌­طلبد كه يك مسلمان حتي زندگي خود را در راه مسلماني ديگر كه به او پناه برده است به خطر بيندازد. صرف‌نظر از شرايط، اين وظيفه يك مسلمان است كه از افراد نيازمند حتي اگر بي‌­دين باشند، پشتيباني كند. چنين عملي، هم كاري وجداني است و هم وظيفه انساني كه بسيار زيبا و پسنديده است.

اما از آنجايي­‌كه دنياي ما مبتني بر مباني ماترياليستي است كه ريشه در يك جهان‌بيني منحرف دارد و طرفدار بقاي اصلح است، اعمال سركوبگرايانه توسط دولت‌ها نيز بيشتر شده است.لگدمال شدن حقوق اوليه مسلمانان روهينگيايي در نتيجه همين سبك زندگي ماترياليستي است كه در دنياي كنوني ما به امري كاملا بديهي تبديل شده است. حتي اعتراض‌هايي هم كه مي‌شود ديگر مورد توجه قرار نمي‌گيرد. هر چه انسان‌ها از عشق به همنوع دورتر مي‌شوند، اميد به يافتن يك راه‌حل نيز كمرنگ­‌تر مي‌شود.

2راه‌­حل موقتي و دائمي براي چنين شرايطي وجود دارد؛ نخستين راهكار افزايش قدرت سازمان ملل براي اعمال تحريم عليه كشورها و نيز ارائه يك راهكار خاص براي حمايت از ستمديدگان و مظلومان عالم است. سازمان ملل بايد بتواند در كشورهاي فقيري چون بنگلادش ابتكار عمل به خرج داده و مستقيما در چنين مواردي دخالت كند. براي اين كار لازم است اصطلاح «پناهجو» با توجه به مقتضيات كنوني باز تعريف شود؛ آواره يا پناهجو فرقي نمي‌كند؛ همگي بايد در شرايط كاملا انساني تحت حمايت قرار گيرند و بايد مكانيسم منظمي براي رعايت حقوق شهروندي و شرايط كاري آنها ايجاد شود. البته براي چنين اقدامي سازمان ملل نيازمند منابع مالي است و در اين راستا بايد همه كشورهاي عضو به سازمان ملل كمك كنند؛ به‌نحوي كه هر كشوري با توجه به منابع مالي خود بتواند به اين صندوق كمك كند.

اين راهكار تا حدودي امكان­پذير نيست؛ چرا كه برخي از كشورهاي عضو سازمان ملل حتي با تأمين هزينه‌هاي عضويت خود نيز مشكل دارند اما در هر صورت هزينه‌هاي سالانه كشورهاي عضو و مبلغي كه هر يك از اين كشورها بابت كمك به اين صندوق اضطراري مي‌پردازند بايد همگي در چارچوب قوانين و مقرراتي باشد كه در آينده در اين­ مورد وضع مي­‌شود. لازم است كه سازمان ملل به‌منظور تجديد عضويت كشورها و نيز آرايش مجدد ساختار خود دست به‌كار شود.

اما براي دستيابي به يك راه­‌حل واقعي بايد دنياي انساني را به دنيايي مبتني بر عشق به همنوع و وجدان و اخلاقيات تبديل كرد. براي رسيدن به چنين هدفي، مقابله علمي با ذهنيت ماترياليستي و دنيوي از طريق برچيدن سيستم آموزشي مبتني بر اصول ماترياليستي است. متأسفانه امروز اين ذهنيت به كشورهاي مسلمان نيز نفوذ كرده و بي­‌اخلاقي را به نهايت رسانده است؛ بنابراين مبارزه با اين بينش و جلوگيري از گسترش آن نخستين و مهم‌ترين گام براي حمايت از ستمديدگان و مظلومان عالم است.

  • نويسنده تركيه‌اي