دوشنبه 27 آذر 1396 | به روز شده: 11 دقیقه قبل

HAMSHAHRIONLINE

The online version of the Iranian daily Hamshahri
ISSN 1735-6393
شنبه 31 تیر 1396 - 09:13:22 | کد مطلب: 376894 چاپ

معلول بودنم را با فکرم جبران کردم

زندگی > مهارت‌ها - همشهری دو - عبدالرحیم دیوسالار :
دست‌های دخترک قادر به حرکت نبود و نمی‌توانست چیزی بنویسد.

 او پاي راه‌رفتن نداشت و چشمش نيزبه خوبي نمي‌ديد تا اينكه در 6سالگي توانست به‌صورت چهار دست و پا حركت كند و در سن 7سالگي نيز قادرشد اندكي راه برود. مادرش پا به پاي او همراهش بود وچيزهايي را كه فكر مي‌كرد مفيد است، برايش آماده مي‌كرد.

فاطمه روز 24شهريورسال 58 با معلوليت جسمي و حركتي در ساري متولد شد. باوجود معلوليت شديد و مشكل بسيار جدي جسماني و اينكه قادر به حركت نبود موفق شد در رشته علوم انساني ديپلم بگيرد. برخي اوقات خودش امكانات و وسايل پخت‌وپز را آماده مي‌كند و برنج وخورش مي‌پزد. مادرش در كودكي به‌دليل اينكه فاطمه قادر به حركت نبود، داروهاي خانگي را مي‌ساييد، به پاهايش مي‌بست و ماساژ مي‌داد تا اينكه او به راه افتاد. روحيه خوبي دارد چراكه اعتقاد دارد افرادي هستند كه از او شرايط بدتري دارند، اما بايد اعتماد به نفس داشته باشند. به‌طور جدي معلوليت را محدوديت نمي‌داند. او از اينكه موفق به حفظ كل قرآن شده، ابراز خوشحالي مي‌كند.

  • مقام‌هاي متعدد قرآني

فاطمه از رتبه‌هايي كه تاكنون به‌دست آورده مي‌گويد. رتبه دوم رشته حفظ 20جزء در مقطع سني بالاي 16سال سي و چهارمين دوره مسابقات استاني قرآن كريم اوقاف وامور خيريه در سال 90، جايزه حفظ 10جزء از بخش معلولان جسمي و حركتي جشنواره آموزشي قرآن و عترت سازمان بهزيستي در سال 93، مقام نخست حفظ 10جزء چهارمين جشنواره فرهنگي- آموزشي قرآن و عترت ويژه معلولان جسمي و حركتي، از عنوان‌هايي است كه كسب كرده.

مي‌گويد كه رتبه نخست رشته حفظ 20جزء ششمين دوره مسابقات قرآن، فراخوان ويژه معلولان استان در دي‌ماه سال 90، مقام اول رشته حفظ 20جزء جشنواره فرهنگي آموزشي قرآن وعترت در سال 89، لوح تقدير روز جهاني معلولان در سال 90، لوح تقدير سي وسومين دوره مسابقات قرائت، حفظ و ترتيل قرآن كريم مرحله استاني دي‌ماه 90 و لوح تقدير بيست و‌سومين دوره مسابقات استاني قرآن كريم را نيز در كارنامه خود دارد.

او مي‌گويد: «از تيرماه سال 81 حفظ قرآن را آغاز كردم و اسفندماه سال 84 بود كه آن را به پايان رساندم و آخرين سوره‌اي كه حفظ كردم فجر بود. در زماني بسيار كوتاه يك سوره را حفظ مي‌كردم كه در ابتدا اين موضوع تعجب مادرم را بر مي‌انگيخت، بعد براي گرفتن ديپلم و گذراندن امتحانات نهايي برايم همراه گرفتند».

اين حافظ قرآن مي‌افزايد: «هر روز صبح پدرم مرا به مدرسه مي‌برد و ظهر مادرم مرا به خانه برمي‌گرداند. خيلي درسخوان بودم. معلم مدرسه ما خانم فولادي بين من و بچه‌هاي ديگر فرقي قائل نمي‌شد. او هميشه من را بين بچه‌هاي سالم مي‌گذاشت تا اينكه معلوليت جسمي و حركتي خود را ناديده بگيرم و با من طوري رفتار مي‌كرد كه تفاوتي بين بچه‌هاي ديگر و خودم احساس نمي‌كردم».

  • دوران خوش اما سخت تحصيل

دوران راهنمايي را در مدرسه تقوا گذراندم و يادگيري قرآن را در مدرسه شروع كردم. معلم من هميشه براي اينكه قرآن را خوب مي‌خواندم به من جايزه مي‌داد. معلم من، خانم تهراني‌كيا موقع امتحان خيلي كمكم مي‌كرد. چون قادر به نوشتن نبودم جواب سؤالات را مي‌گفتم و او جواب‌ها را روي ورقه مي‌نوشت و موقع امتحان نهايي خانم عباسي و خانم موسوي خيلي كمك‌حال من بودند.

دوران دبيرستان را خيلي دوست داشتم. دلم مي‌خواست به دبيرستان كوثر بروم ولي چون پدر و مادرم ديگر قوت نداشتند من را همراهي كنند، دوره دبيرستان رابه‌دليل نزديك بودن، در مدارس شهيد غفاري و حضرت خديجه گذراندم. بعد از ديپلم خودم را با كارهاي خانه مشغول كردم و در كارها به مادر كمك مي‌كردم. استخر مي‌رفتم و در خانه به آرامي راه مي‌رفتم و در بيرون با كمك مادرم در مسيرهاي كوتاه قدم مي‌زدم. اصلا دوست نداشتم تاكسي سوار شوم و هميشه از اتوبوس استفاده مي‌كردم.

  • استفاده از روش استاد پرهيزگار

حفظ قرآن كريم را از تيرماه سال 81 شروع كردم؛ هر 5دقيقه يك صفحه، از روش 3 بار تكرار استاد پرهيزگار الگو گرفتم و تا اربعين 84 آخرين سوره كه فجر بود را تمام كردم. در مسابقات سازمان تبليغات سال 83 در 15جزء رتبه سوم استاني شدم و كم‌كم شروع كردم حافظ كل قرآن شوم. سال 84 خرداد‌ماه رتبه اول حفظ كل قرآن شدم. مشوق اصلي من مادرم بود وقتي كه قرآن را حفظ مي‌كردم او خيلي تعجب مي‌كرد كه چقدر خوب حفظ مي‌كنم و خانه را هميشه آرام نگه مي‌داشت تا بتوانم تمركز داشته باشم وخوب حفظ كنم.

  • نمي‌توانم راحت رفت‌وآمد كنم

در رفت‌وآمد به‌دليل نبود سطح شيبدار مشكل دارم و به همين علت چندي پيش كه به مشهد رفتم خيلي مشكل داشتم. در آنجا يك ويلچر كرايه كرديم و چون وزنم زياد است برزمين افتادم. دوست دارم ويلچر خوبي داشته باشم تا بتوانم به جاهايي كه مي‌خواهم بروم و انتظار دارم كه دست‌كم هزينه اياب و ذهاب مرا پرداخت كنند. چندسال پيش به ما گفتند آنهايي كه حافظ كل قرآن هستند از طرف بهزيستي حقوق دارند كه پس از چند‌ماه قطع كردند. پدر من يك بازنشسته است. نامه‌رسان اداره آموزش و پرورش بود. حقوق پدرم خيلي كم است و شرايط من هزينه زيادي براي او به همراه دارد. از بهزيستي انتظار كمك داريم، هزينه كرايه ماشين و رفت‌وبرگشت داخل شهري براي ما زياد است، چون هميشه بايد دربست بگيرم. من از متوليان مي‌خواهم ما را حمايت كنند.

  • فرزندان معلول را نگه داريد

اين حافظ كل قرآن با بيان فداكاري زيادي كه مادرش برايش انجام داده، مي‌گويد: «تا آنجايي كه امكان دارد خانواده‌ها بايد فرزند داراي معلوليت خود را در كانون گرم خانواده نگهداري كنند و به مراكز بهزيستي نسپارند.

به‌رغم شرايط دشواري كه داشتم اعتماد به نفس خودم را از دست ندادم و به قرآن روي آوردم و ناراحت نيستم كه معلول هستم. شايد اتفاق ديگري براي من مي‌افتاد يا تصادف مي‌كردم. در سال 90 در مسابقه قرآني اوقاف و امور خيريه شركت كرديم. در آنجا با يك دانشجوي تهراني كه در ساري درس مي‌خواند مسابقه دادم و با يك‌صدم اختلاف، دوم شدم و به من گفتند كه به مسابقه كشوري راه نيافته‌ام. دراين شرايط بود كه خيلي دلگير و افسرده شدم. گريه مي‌كردم و در روحيه من اثربدي برجا گذاشت، تا اينكه در سال 93 همزمان با شهادت حضرت زينب(س) در مشهد رتبه اول كشوري را كسب كردم.

  • روايت مادرانه

 مادر فاطمه سليماني مي‌گويد: از مسئولان مي‌خواهم با توجه به نياز جسمي و روحي او به ورزش و با توجه به شرايط ويژه‌اي كه دارد بليت رايگان استخر دراختيارش قراردهند. در كودكي زماني كه قادر به حركت نبود، قلوه گوسفند را مي‌ساييدم و به پاهايش مي‌بستم و ماساژ مي‌دادم تا اينكه راه افتاد. دست دخترم حركت نداشت و نمي‌توانست چيزي بنويسد و پاي راه رفتن نداشت و چشمش نيز به‌خوبي نمي‌ديد تا اينكه در 6 سالگي توانست به‌صورت چهار دست‌وپا و در سن 7 سالگي كمي راه برود. من پابه‌پاي او ايستادم و هر چيزي كه فكر مي‌كردم براي او خوب است تهيه كردم. چند سال پيش تلويزيون ما خراب شده بود.

فاطمه مي‌گفت من بايد با شبكه قرآن سال جديد را عيد بگيرم اما نمي‌دانستم چه كنم، چرا كه اعلام كرده بودند از شبكه قرآن مسابقات حفظ قرآن هم قراراست پخش شود. با اينكه شب و ديرهنگام بود زنگ زدم آمدند و تلويزيون را تعمير كردند و اين كار به‌خاطر حفظ روحيه دخترم بود تا بتواند صبح تلويزيون ببيند و از قرآن استفاده كند. پدر فاطمه نيز مي‌گويد: از مسئولان انتظار داريم براي تأمين دارو و تجهيزات مورد نياز به ما كمك كنند. برخي اوقات به ميزان 500هزار تومان دارو نياز دارد كه آزاد تهيه مي‌كنيم و اين براي من بسيار مشكل است. داروهاي تقويتي، يكي ديگر از نيازهاي دخترم است كه باتوجه به حقوق بسيار كمي كه من به‌عنوان يك فرهنگي بازنشسته دريافت مي‌كنم، تهيه اين داروها برايم خيلي سخت است.

  • شما چه مي‌كنيد؟

فاطمه با معلوليت به دنيا آمده اما با تلاش و پشتكار توانسته حافظ كل قرآن مجيد شود. وي نيازمند تامين هزينه‌هاي دارو و ويلچر است. شما براي كمك به او چه مي‌كنيد؟ نظرات و پيشنهادهاي خود را به 30003344 پيامك كنيد يا با شماره تلفن 84321000 تماس بگيريد.