شنبه 4 آذر 1396 | به روز شده: 6 دقیقه قبل

HAMSHAHRIONLINE

The online version of the Iranian daily Hamshahri
ISSN 1735-6393
شنبه 22 مهر 1396 - 14:26:06 | کد مطلب: 384998 چاپ

زندگی را در «همشهری» جست‌وجو کنید

موسسه همشهری > روزنامه - همشهری دو - جواد دلیری:
روزنامه‌نگاری در جامعه ایرانی و نگاه شهروندان چه جایگاهی دارد؟ اهل رسانه دائم با این پرسش کلنجار می‌روند؛هم از نخبگان آن را می‌پرسند هم در نگاه مردم عادی پاسخ آن را می‌جویند.

روزنامه به‌عنوان يك كالا براي رقابت دربازار فرهنگي بايد چه نسبتي با نيازها، ضرورت‌ها و اولويت‌ها، خواسته‌ها و دانسته‌هاي مردم داشته باشد؟ شك نكنيد پيداكردن پاسخ اين پرسش بي‌نهايت بغرنج است. اينگونه هم مي‌توان گفت كه كالاي روزنامه اگر در چه شرايطي باشد مي‌توان آن‌را ناموفق و ناكمياب ارزيابي كرد؟ به‌نظر مي‌رسد وجود 2عامل - همزمان و نه به تنهايي- مي‌تواند نشانه‌اي بر ناكامي يك كالاي فرهنگي باشد؛ عامل اول اجماع تام يا نسبي اهالي متخصص و آكادمي بر ضعف كالا و عامل دوم اقبال بي‌رونق بازار به آن. به اين اعتبار اكنون مي‌توان روزنامه‌ها و محصولات فرهنگي را در 2 دسته فهرست كرد؛ آنها كه چشم آكادمي را روشن كرده‌اند و دل بازار را ربوده‌اند و آنها كه نه چشمي را خيره كرده‌اند و نه دلي را شيفته. كالاي فرهنگي كه از كارزار داوري آكادمي سربلند بيرون بيايد و در رزم رقابت بازار هم پيروز باشد، رسانه‌اي «درست»، «مفيد» و «اثرگذار» مي‌تواند بود،حتي اگر روزنامه‌اي روشنفكرانه و فخيم نباشد.

«همشهري» همواره در مسير يك كالاي مصرفي فرهنگ و اجتماع قدم‌ برداشته كه منطق آكادمي و بازار را همزمان گردن مي‌نهد. «همشهري» مي‌تواند مدعي باشد از آغاز در اشاعه دمكراتيك فرهنگ و شعور اجتماعي پيشنهاددهنده و چه‌بسا پيشگام بوده است. در «همشهري» امور شهروندي همدوش فرهنگ و جامعه است اما اين سه اجازه ندارند زندگي را تلخ كنند. آسيب‌شناسي رويكرد رايج است اما حق ندارد عرصه را بر شوق افزايي و اميدآفريني تنگ كند؛ شهرداري سهامدار معنوي او‌است اما فرصت نمي‌يابد تك‌گو و يك سالار باشد. افق دور نگاه «همشهري» ملي است. از رنگين كمان درخشان اقوام و تيره‌ها غافل نمي‌شود. تهران را نبض ميهن مي‌بيند نه مركزي كه باقي ولايات و قصبات و دهات پيرامون آن باشند. زبانش زهدان تفاهم و ادب ملي است بي‌آنكه به لكنت و تكليف گرفتار شود. قانون را شاخص برتر، اخلاق را راهنماي عمل و منافع ملي را عيار تشخيص به‌شمار مي‌آورد. به سرخي فخر نمي‌فروشد و به زردي روي خوش نشان نمي‌دهد. از آغاز سبز بوده و نشاط بهار را در كوچه‌هاي باغ ميهن سراغ گرفته است. سعي داريم وظايف فراموش شده فرهنگ زندگي و انديشه‌ورزي در روزنامه‌نگاري را از منظر شهروندان دنبال كنيم.

«همشهري» مي‌خواهد و بايد يك روزنامه توسعه‌گرا باشد. به اعتقاد بزرگان ارتباطات، توسعه حداقل بر دوپايه جلب مشاركت شهروندان و آشناساختن آنها با حقوقشان استوار است. روزنامه مي‌تواند تابلوي اعلانات و ميدان تحقق آنها شود. برخورداري «همشهري» ازسوختن روزنامه‌نگاران حرفه‌اي و پيشكسوت و روزنامه‌نگاران جوان و توانا به آن ظرفيت ويژه‌اي داده تا بتواند در خبر راوي صادق شهر باشد و در ارزيابي و تحليل محل گفت‌وگو و نقد و بررسي. از اين‌رو برآنيم تا از قدرمنزلت، كرامت و جايگاه والاي شهروندان سخن بگوييم. براي ما زندگي روزمره شهروندان و هموطنانمان اولويت نخست است. مفاهيم بلندي چون كرامت انساني، صلح، نوعدوستي، مسئوليت‌پذيري، ترويج مشاركت همگاني و فعاليت‌هاي خيرخواهانه از جمله مفاهيمي است كه ما را در پرداختن به نقد اصولي و آسيب‌شناسي نگرش و رفتار‌هاي مرسوم دراجتماع، فرهنگ، شهر، زيست، زندگي، ادبيات، هنر، فرهنگ و سياست دلگرم‌تر مي‌كند. فقر و نابرابري اجتماعي، ترويج بزه‌هاي گسترده و خاموش، فراگيرشدن آسيب‌هايي كه روح جامعه را از درون به جانب ويراني و بي‌فردايي مي‌راند، از ديگر مضاميني است كه پرداختن به آنها را از وظايف خود مي‌دانيم.

پرسش‌هاي موجود در قلمروهاي مختلف اجتماعي، اقتصادي، سياسي، فرهنگي و هنري را به‌صورت شايسته‌اي مطرح كنيم و با ايجاد هم‌انديشي دربين متفكران حوزه‌هاي يادشده شيوه‌اي قابل‌قبول از تعامل و تعادل و گفت‌وگو در جهت تحول‌پذيري فرهنگ عمومي جامعه را به تجربه بنشينيم. شايد همه در نگاه نخست كليشه‌اي و شعار گونه بنمايد اما احياي حس گمشده روزنامه‌نگاري در عصر شتابزدگي ارتباطات و بيراهه‌هاي تكنولوژي آن گمشده ماست اگر واقعيت جان ما را دردمند مي‌كند.

جاذبه‌هاي زندگي آنقدر‌ها ست كه به‌دور از سود و زيان و به حرمت نسل‌هاي فردا كنار يكديگر گردآييم و به‌دنبال گمشده خود باشيم. دنبال يك حرف ساده و بي‌ريا هستيم. صلح و دوستي و زندگي ميان خود را ترويج كنيم، از سياست بازي بپرهيزيم و دوستي و محبت را بر بام سياست نشانيم. ما مي‌خواهيم ارگان فرهنگ شهروندي جامعه ايراني باشيم؛ مي‌خواهيم تصوير زندگي شما شهروندان باشيم. از زندگي‌تان غبار غفلت و تنهايي را بزداييم و بر اميد و شاد‌يتان بيفزاييم و هوشياري شهروندان را يادآوري كنيم. در امر يكپارچگي و افزايش توان و حرمت مردم براي توسعه دوستي و خوبي و زايل كردن چهره زشت فقر و ناتواني تلاش كنيم و در يك كلام به شعار «همشهري بودن يك تعهد است» پايبند باشيم. بر «همشهري» نقد و نظر‌هاي فراوان مي‌توان وارد كرد اما به‌رغم همه نقايص و نواقصي كه هنوز در جان اين رسانه مثل هر رسانه ديگري جاخوش كرده است مي‌توان اميد داشت كه «همشهري» در دوره جديد هم گواهي رضايت را از اهل آكادمي و پيشكسوتان«همشهري» دريافت كند و هم به‌عنوان يك كالاي فرهنگي در بازار بدرخشد. اعضاي پرتوان خانواده «همشهري» عهد بسته‌اند كه همچون تمام تلاشگران ‌شهر و كشورمان پلي باشند بين شهر و شهروندان. فرازو نشيب همواره در كار و بار «همشهري» بوده است اما افق، هيچ‌گاه پشت ابرهاي سياه ابهام محو نشده است. ما در «همشهري» همگان و خود را به منطق و قانون و اخلاق، دعوت مي‌كنيم به مليت و ديانت، به دادوستد دوستانه شهر و شهروندان، به هم‌سخني شرافتمندانه باجهان، به روزهاي روشن پيشرفت و آباداني شهر و ديارمان. «همشهري» شهروند فروتني براي سرزمين رؤيايي زندگي است و هر صبح در پيشخوان‌ها اين تجربه شاداب و شگرف را با زندگي شما به اشتراك مي‌گذارد. پس زندگي را در «همشهري» جست و جو كنيد.