دوشنبه 20 آذر 1396 | به روز شده: 28 دقیقه قبل

HAMSHAHRIONLINE

The online version of the Iranian daily Hamshahri
ISSN 1735-6393
دوشنبه 13 آذر 1396 - 09:26:51 | کد مطلب: 391408 چاپ

زبان فارسی و زایش و زوالِ کلمات آن

اجتماع > اجتماعی - اسماعیل امینی:
«ببین! مثلا همین «بالابر»! مسخره نیست؟ آسانسور مگر فقط بالا می‌برد؟ یا مثلا «فرودگاه» مگر فقط محل فرود هواپیماست؟ وقتی لغت می‌سازند باید توجه کنند که معنای آن کامل باشد.»

اين نوع داوري درباره مباحث تخصصي زبان، بسيار متداول است و كساني كه تصور مي‌كنند خيلي دقيق و نكته‌سنج‌اند، با اين حرف‌ها قيافه حق‌به‌جانب مي‌گيرند و خيال مي‌كنند كه نقطه‌ضعف زبان فارسي و شيوه لغت‌سازي‌ را يافته‌اند؛ در حالي ‌كه يك نكته ساده در منطق زباني را نمي‌شناسند و آن، اين است كه در تمام زبان‌ها بسياري از لغت‌ها بر اساس دلالت مجازي ساخته مي‌شود و اساسا هيچ ضرورتي ندارد كه هر واژه، بيانگر تمام كاركردهاي معنايي خود باشد.

مثلا وقتي مي‌گوييم «آشپز»، مي‌دانيم كه كار آشپز، فقط‌ آش‌پختن نيست و با استدلال ذكرشده، لابد بايد بگوييم: «غذاپز»! يا به ‌جاي «دستشويي» بايد بگوييم: «دست‌وروي‌شويي»! به ‌جاي «ماهي‌تابه»، بايد بگوييم: «موادغذايي‌تابه»! اعم از سيب‌زميني، پياز، گوشت و... .

يك روي ديگر اين داوري‌هاي عوامانه درباره زبان فارسي اين است كه گويي ما حق نداريم براي آنچه ديگران ساخته‌اند، اسم انتخاب كنيم. مثلا مي‌گويند: «چرا بايد به "rail way" بگوييم «راه‌آهن»؟ چرا به "air plane" بگوييم «هواپيما»؟»؛ در حالي ‌كه معادل‌سازي‌ براي واژه‌ها در تمام زبان‌ها متداول است؛ برخي لغت‌ها را مردم مي‌سازند و برخي را اهل قلم و مترجمان و شاعران و برخي ديگر را مجامع تخصصي و فرهنگستان.

از ميان اين همه معادل‌هايي كه ساخته مي‌شود، برخي از آنها با اقبال مردم مواجه مي‌شود و برخي رواج چنداني نمي‌يابد و اين روال طبيعي زايش و رواج كلمات و فراموشي و زوال آنها در هر زباني است.

جالب است كه آن داوري نادرست درباره ضرورت دلالت كامل كلمات بر تمام كاركردهاي معنايي، چنان منطقي به ‌نظر مي‌رسد كه گاهي در نامگذاري نهادهاي دولتي، موجب درازگويي مي‌شود؛ مثلا اين تصور كه نام هر وزارتخانه بايد بيانگر تمامي مسئوليت‌هاي آن باشد، اسم‌هايي طولاني از اين قبيل ساخته است: «وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي»، «وزارت راه و مسكن و شهرسازي»، «وزارت تعاون، كار و رفاه‌ اجتماعي» و «وزارت صنعت، معدن و تجارت»؛ در حالي‌ كه اختصار در نامگذاري، اهميت دارد و طبعاً هيچ نامي هر قدر هم كه طولاني باشد، نمي‌تواند تمامي مسئوليت‌ها و كاركردهاي يك نهاد را بيان كند.

بنابراين توجه به اقتضائات زبان و همچنين رعايت ذائقه اهل زبان، براي ارزيابي تحولات زباني اهميت دارد؛ همچنين، پذيرفتن اين اصل بديهي كه داوري درباره زبان و موضوعاتي چون معادل‌سازي‌ براي كلمات و منطقِ نامگذاري‌ها، موضوعي تخصصي است و با مباحث دورهمي براي گذرانِ اوقات فراغت، نمي‌توان تكليف اين ميراث بزرگ فرهنگي و تاريخي را مشخص كرد.