سه شنبه 25 مهر 1396 | به روز شده: 50 دقیقه قبل

HAMSHAHRIONLINE

The online version of the Iranian daily Hamshahri
ISSN 1735-6393
یکشنبه 4 مهر 1395 - 23:08:00 | کد مطلب: 347481 چاپ

مفاهیم: روایت غالب چیست؟

سینما و تلویزیون > سینمای‌ جهان - نوشته ویل بروکر* - ترجمه دکتر یونس شکرخواه:
عبارت روایت غالب به عنوان برگردانی از grand recit اثر ژان فرانسوا لیوتار مفاهیمی ضمنی از سلطه را در عبارتی نشان می‌دهد که در زبان اصلی فرانسوی نسبتاً خنثی است.

 در اين زمينه از نظر بعضي از کارشناسان عبارت‌هاي  meta narrative  يا  grand narrative  اين معني را دقيق‌تر مي‌رسانند.

روايت غالب، گفتماني فراگير درباره ساير روايت‌هاست که آنها را در بر مي‌گيرد. يکي از مباحث اصلي در شرط فرامدرن (1984) ليوتار اين است که جابه‌جايي از نوگرايي به فرانوگرايي، به تجزيه و تحليل مشروع اين گفتمان‌هاي کامل‌کننده و اصل‌هاي ارزش مطلق و حقيقت کلي وابسته به آنها بستگي دارد، ليوتار به جاي روايت غالب از تفاوت، تکثر و گفتمان‌هاي در مقياس کوچک، هر يک با مجموعه مقررات مفاهيم و شيوه‌هاي انفرادي و منحصر به فرد حمايت مي‌کند.

وي روايت‌هاي نوگرايي را به منزلة روايت‌هايي تعريف مي‌کند که هدفشان مشروعيت دادن به خود از طريق «توسل علني به چند روايت غالب مانند تحقيق درباره تضادهاي متافيزيک و راه حل‌هاي آنها، هرمنوتيک معني، رهايي عقلي يا موضوع و گوهر کار، يا ايجاد ثروت» است (ليوتار، 1984: بيست و سوم). لحظه ايجاد اين گرايش جنبش روشنگري است. با اين حال، تعريف ليوتار، ايدئولوژي‌هاي گوناگوني مانند کاپيتاليسم، کمونيسم و مسيحيت را نيز در بر مي‌گيرد و به همه مبارزات بزرگ براي برابري، به شيوه‌اي ضمني برچسب بي‌فايدگي مي‌زند. تا آنجا که مبارزات در فمينيسم و حقوق مدني سياهپوستان به انديشه‌هاي فراگير يا همگاني عدالت و روايت طولاني پيشرفت و آزادسازي بستگي دارد، به نظر مي‌رسد آنها نيز به دليل ادعاهاي کامل‌کننده خود در معرض محکوميت قرار دارند.

مي‌توانيم به شيوه‌اي کمتر پيچيده، اگرچه همچنان مرتبط به طرح مدرنيستي، روايت‌هاي غالب را در گفتمان علمي ـ که در جستجوي «حقيقت» مطلق و تفوق بر دنياي طبيعي است ـ و نيز در طرح و ساختار دوره مدرنيست ـ لوکور بوزيه، فرانک لويد رايت، و «سبک بين‌المللي» رايج ـ با دستور کار آرمانگرايانة آن از دگرگوني اجتماعي، به وسيلة نوآوري رسمي، مشاهده کنيم.

ليوتار اين فراروايت‌ها را در بهترين حالت ناتوان و بيهوده و در بدترين حالت به دليل تحميل اجماعشان، سرکوبگر، مستبدانه و «تروريست» به شمار مي‌آورد. او مي‌گويد روايت‌هاي بزرگ با «بحران مشروعيت» مواجه شده‌اند و ديگر معتبر نيستند. در حال حاضر، به جاي ايده‌ال‌هاي کامل‌کننده ـ سرزمين‌هاي موعود آزادي و حقيقت مطلق ـ تأکيد بر شيوه‌ها، مهارت‌ها و راهکارهاي عملي است.

ليوتار به جاي روايت‌هاي بزرگ قديمي‌تر «خرده‌ روايت‌هاي» فرامدرنيته را پيشنهاد مي‌کند. وي در جمله‌اي که بارها تکرار شده است، به عبارتي خيلي ساده مي‌گويد: «من فرامدرن را ناباوري نسبت به فرا روايت تعريف مي‌کنم».

روايت‌هاي كوچك فرامدرن، با تنوع و گوناگوني مشخص مي‌شوند و ادعايي در مورد جهان‌شمولي ندارند. اينها به جاي چارچوب‌ها و قوانين فراگير، «بازي‌هاي زباني» ناپيوسته‌اي هستند که به فرد يا گروه اجتماعي خاصي خدمت مي‌کنند. ليوتار مي‌نويسد دانش فرامدرن صرفاً ابزار مقامات نيست؛ حساسيت ما را نسبت به تفاوت‌ها اصلاح مي‌کند... اصل آن همخواني و همساختي کارشناسي نيست، بلکه منطق‌شکني ابداع‌کننده است. هرچند ممکن است سوال کنيم که آيا بحث فراگير ليوتار در «شرط فرامدرن»، با عنوان فرعي گستاخانه‌اش «گزارش دانش» و شرح داخلي تغيير فرهنگي‌اي گسترده و مترقي، خود نوعي فرا روايت را تشکيل نمي‌دهد؟

نظريه‌پردازان فرهنگي و سينمايي دورة اخير از مفاهيم بيان‌شده از سوي ليوتار به شيوه‌هاي گوناگون استفاده کرده‌اند؛ براي مثال «جان فيسکه» (1991) در دفاع از «سياست خرد» مقاومت که در تماشاگري تلويزيون مي‌بيند، نظر ليوتار و «ميشل دوسرتو» را تکرار مي‌کند. اين نوع مذاکره در مقياس کوچک را بر شيوه‌هاي بزرگ‌تر و سازمان‌يافته اعتراض اجتماعي ترجيح مي‌دهد.

اثر آمريکايي ديگري درباره تماشاگر و فرهنگي مردمي، مانند کار «جانيس رادوي» و «هنري جنکينز»، همين فرايند را، اگرچه نه هميشه با شور و شوق فيسکه، مستند کرده است. «باربارا کريد» (1997) به شيوه‌اي مستقيم‌تر، به شکست روايت‌هاي بزرگ  پدرسالارانه در تجزيه و تحليل فمينيستي خود از فيلم‌هاي «بيگانه» (رايدلي اسکات، ديويد فينچر، ژان پير ژونه 1979 تا 1997) اشاره مي‌کند، در حالي که «پيتر بروکر» و «ويل بروکر» درباره «خرده‌روايت‌هاي مدور فيلم " داستان عامه پسند" کوئنتين تارانتينو، (1994) به منزلة ويژگي‌هاي هنرشناسانه مدرن «مترقي» بحث مي‌کنند؛ هرچند، شايد به جاي فيلم و تلويزيون، اين اينترنت باشد كه با محتواي پراکنده، دموکراسي محبوب اطلاعاتي  و شيوه خواندن و نوشتن غير خطي که با پيوندها و پرش‌هاي فرامتني حمايت مي‌شود ـ به طور مناسبتري ديد ليوتار را از بازي‌هاي زباني فرامدرن بيان کند.

Will Brooker*