یکشنبه 2 مهر 1396 | به روز شده: 14 دقیقه قبل

HAMSHAHRIONLINE

The online version of the Iranian daily Hamshahri
ISSN 1735-6393
جمعه 29 بهمن 1395 - 03:29:00 | کد مطلب: 361060 چاپ
كلاغ كاغذي

دنیای عجیب کتاب

کودک و نوجوان > فرهنگی - اجتماعی - مانلی شیر‌گیری:
در این روزهای گرفته‌ی زمستانی، چیزی که می‌چسبد خواندن رمانی پلیسی است، زیر پتو یا کنار بخاری. اگر یک لیوان چای داغ هم کنار دستت باشد که چه بهتر.

كلاغ كاغذي هم مشغول خواندن رمان «بازجويي خانواده‌ي قلندري» بود كه تصميم گرفت اين بار با نويسنده‌ي اين كتاب؛ يعني مصطفي خرامان گپ بزند. خرامان سال‌هاست كه براي كودكان و نوجوانان مي‌نويسد و از معدود نويسندگاني است كه در كارنامه‌اش چند كار پليسي هم ديده مي‌شود.

تازه‌ترين اثر خرامان كه زير چاپ است، يك مجموعه‌ي پنج جلدي رمان كودك رئال‌فانتزي است به‌نام «سنجاق جادويي». داستان اين مجموعه در دوران قديم و در كاخي مي‌گذرد كه فرمانروا به همراه خانواده‌‌اش در آن زندگي مي‌كند.

روزي فرمانروا سنجاقي پيدا مي‌كند كه مي‌تواند آدم‌ها را به چيزهاي ديگر تبديل كند... رمان‌ها شخصيت‌هاي مشترك دارند، ولي هر‌قسمت، ماجراي يكي از آن‌ها را روايت مي‌كند. البته خرامان يك كار ديگر هم آماده‌ي چاپ دارد: يك كتابِ كودكِ مذهبي، تاريخي به نام «فيل و فرمانروا» كه حكايت عام‌الفيل است.

نام آخرين كتاب كودك چاپ‌شده‌ي خرامان «كلاه حصيري» (نشر افق) است، با تصويرگري ميترا عبداللهي. شوراي كتاب كودك امسال اين كتاب را به  «دفتر بين‌المللي كتاب براي نسل فردا» (IBBY ) معرفي كرده و در فهرست كتاب‌هاي لاك‌پشت پرنده هم قرار گرفته است.

آخرين كتاب‌هاي نوجواني كه خوانده «زيبا صدايم كن» (كانون پرورش فكري) بوده از فرهاد حسن‌زاده و «خواهران تاريك» (نشر افق) از مهدي رجبي.

خرامان مي‌گويد در كتاب  زيبا صدايم كن، نويسنده سعي كرده فضاي متفاوتي ايجاد كند و در مورد خواهران تاريك توضيح مي‌دهد كه در ايران روي ژانر وحشت خيلي كار نشده و اين‌كه نويسنده‌اي مثل رجبي روي اين گونه كار مي‌كند قابل‌تقدير است.

خرامان كه در طول اين سال‌ها، كارهاي اجرايي بسياري هم انجام داده، اما مي‌گويد اگر به گذشته برمي‌گشت باز هم نويسنده مي‌شد، ولي ديگر سراغ بقيه‌ي كارهايي كه تا امروز كرده نمي‌رفت و تمام‌وقت به نوشتن مي‌پرداخت.

آقاي نويسنده وقتي مي‌بيند كلاغ كاغذي كتاب‌‌خوان است و كتاب‌دوست، از خاطراتش مي‌گويد: در نوجواني كتابدار مسجدي بودم. براي بچه‌ها كتاب مي‌خواندم و در مورد آن‌ها حرف مي‌زديم. آن‌جا بود كه كشف كردم كتاب چه دنياي عجيبي دارد و افراد مختلف چه برداشت‌هاي متنوعي از يك داستان مي‌كنند.

همه مخاطب يك داستان‌اند، ولي هر‌كس در دنياي خودش و با توجه به احساسات و تجربه‌هاي خودش با آن ارتباط برقرار مي‌كند. اين باعث شد اهميت كتاب را درك كنم. بچه‌هايي كه كتاب مي‌خوانند با بچه‌هايي كه كتاب نمي‌خوانند خيلي تفاوت دارند.