شنبه 27 مرداد 1397 | به روز شده: چند لحظه قبل

HAMSHAHRIONLINE

The online version of the Iranian daily Hamshahri
ISSN 1735-6393
پنجشنبه 5 بهمن 1396 - 04:30:00 | کد مطلب: 394483 چاپ

امتحان سرد

کودک و نوجوان > فرهنگی - اجتماعی - خانه فیروزه‌ای > الهه صابر:
روزها، به تنهایی کاری از پیش نخواهند برد؛ اما بدون روزها هم ادامه‌ی زندگی ممکن نیست. اگر خورشید دوست داشت که امروز نتابد و برود مرخصی، نوزادان امروز به‌ناچار باید یا متولد دیروز می‌شدند یا فردا.

تازه اگر ‌فردا، ساعت هوس نکند چند دور بيش‌تر بخوابد، وگرنه همه‌چيز بايد از هفته‌ي بعد شروع بشود. شايد هم از هفته‌هاي بعد.

چه‌قدر خوب است که روزها منظم حرکت مي‌کنند. و چه خوب‌تر که صفحه‌هاي تقويم را دو سه تا يکي ورق نمي‌زنند. اگر بعضي روزها طولاني‌تر بودند يا بعضي ماه‌ها اصلاً متولد نمي‌شدند؛ شايد خيلي زود، زندگي افسردگي مي‌گرفت و مي‌مرد.

رد‌شدن از بعضي روزها به بهانه‌ي جلوگيري از افتادن اتفاق‌هاي بد، ارزش اتفاق‌هاي خوب را کم مي‌کند. سفيدي، کنار سياهي، سفيد است؛ و گرنه اصلاً ديده نمي‌شود.

اگر تقويم در لحظه‌ي غروب خورشيد، تصميم بگيرد تکثير بشود؛ يا صفحه‌ي اول فروردين را يک‌باره ورق بزند و از روي آن بپرد و سال جديد را بي‌صداي توپ و تبريک و خوشحالي شروع بکند؛ باز هم زندگي، زندگي نيست.

تقويم بايد کار خودش را بکند. نه بايد از سرماي زمستان فراري بشود و نه بايد ارديبهشت را تمديد کند. هرروز متعلق به کساني است که ديوار اتاقشان را تزيين کرده‌اند و منتظرند شمع تولدشان را فوت کنند. تقويم بايد روزها را به صاحبان واقعي‌شان هديه کند و چه تحفه‌اي از اين گران‌بهاتر که تقويم به آدم‌ها زندگي مي‌بخشد؟ فرصتي که مي‌شود دوباره متولد شد.

صفحه‌هاي يک تقويم باطله، ديگر به درد کسي نمي خورند. شايد مثل يک دفتر مشقِ دست نخورده، بشود در وجودشان نوشتن را تمرين کرد اما هرگز نمي‌توانند خاطره‌هاي امروز را ثبت و جاودانه کنند. کسي که در تقويم‌هاي باطله متولد مي‌شود، با کسي که از دنيا رفته، فرقي ندارد. تقويم‌هاي باطله به افسوس آدم‌ها شبيه‌ترند.

چند سال ديگر اين‌‌روزها بايد همين‌طور منظم باشند و ثانيه‌ها از دايره‌ي ساعت عدول نکنند تا آدم بالأخره تصميم بگيرد، به سوي هدف خودش حرکت کند. اگر آدم با همه‌ي نظمي که دنيا دارد،گوشه‌گيري پيشه کند؛ همه خواهند گفت که از زندگي ترسيده است. ترسو هم فقط به دنيا مي‌آيد، اما هرگز متولد نمي‌شود.

* * *

بعد از سال‌ها، به زمستان علاقه‌مند شده‌ام. سرد و خشکيده است؛ اما بخشي از زندگي است. مادر سفيد‌پوش بهار است که همه‌چيزش را بخشيده تا فرزندي نورسته داشته باشد. سکوت مي‌کند چون مي‌خواهد فرزندش را بشنود. مي‌خواهد سبزترين جامه را براي بهار او بدوزد. مي‌خواهد خوش‌بوترينِ آن‌ها را به او هديه بدهد.

زمستان بخشنده است. هرچه هم سرد باشد؛ اما کسي را که در سرماي سخت خودش به دنيا مي‌آورد، خوب تربيت مي‌كند. از سرماي او نبايد خسته شد، از سختي او نبايد ترسيد. او امتحان سرد زندگي است. کسي که در زمستان متولد مي‌شود، از پس سختي‌ها نيز برخواهد آمد.

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

عكس: افسانه عليرضايي