دوشنبه 29 مرداد 1397 | به روز شده: 5 دقیقه قبل

HAMSHAHRIONLINE

The online version of the Iranian daily Hamshahri
ISSN 1735-6393
شنبه 19 خرداد 1397 - 05:23:00 | کد مطلب: 405848 چاپ
مراسم رونمايي از مجسمه‌ي توني كرگ

موجود فضایی در حیاط پشتی

کودک و نوجوان > فرهنگی - اجتماعی - فریبا خانی: قطعه‌ای پارچه‌ی ساتن زردرنگ در باد اردیبهشتی در محوطه‌ی موزه‌ی هنرهای معاصر تهران چون بیدقی تکان می‌خورد و خبر از رویدادی فرهنگی می‌دهد. این پارچه، مجسمه‌ی بزرگ «تونی کِرَگ» را تا لحظه‌ی رونمایی می‌پوشاند.

توني كرگ، مجسمه‌ساز برجسته‌ي انگليسي‌آلماني، يكي ازمجسمه‌هايش را به موزه‌ي هنرهاي معاصر تهران هديه داد. او در كارگاهي كه در ايران برگزار شد، اين مجسمه را از سنگ‌هاي ايراني ساخت.

يك‌شنبه، 9 ارديبهشت 97، او را روبه‌روي مجسمه كه هنوز زير پارچه پنهان است مي‌بينيم و ياد جمله‌اي از او مي‌افتم: «وقتي مجسمه‌اي در يك پارك قرار مي‌گيرد، انگار چند موجود فضايي در حياط پشتي خانه سر برآورده‌اند.» حالا منتظر آن موجود فضايي زير پارچه‌ايم.

مجيد ملانوروزي، مديرکل هنرهاي تجسمي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، علي‌محمد زارع، سرپرست موزه‌ي هنرهاي معاصر تهران و جمعي از هنرمندان مجسمه‌ساز حضور دارند. اين مجسمه، «ريشه‌ها و سنگ‌ها» نام دارد.

باغ مجسمه‌ي موزه‌ي هنرهاي معاصر، حال و هواي خاصي دارد. فكرش را بكنيد آثار مجسمه‌سازان بزرگ جهان در اين جا هست. آن سوتر، پيكرهاي بزرگ و لميده‌ي «هِنري مور» را مي‌بينيم. مجسمه‌اي زيبا از «کارل اِشلامينگِر»، هنرمند آلماني سوي ديگر هم اثري از «رِنِه ماگريت» هنرمند بلژيكي و گلابي خاردار «اَلِکساندر کالدِر»...

اين باغ بي‌نظير است. خيلي وقت‌ها از جلوي باغ مجسمه رد مي‌شدم، اما امكان آن را نداشتم كه به درون باغ بيايم و اين آثار از نزديك ببينم. حالا اثر 320 در 158 سانتي‌متري توني كرگ در كنار اين آثار قرار گرفته و رونمايي مي‌شود. توني كرگ هنرمند فيلسوفي كه مي‌گويد: «هرچيزي ممكن است روي ما تأثير بگذارد، حتي يك مشت خاك!»

او مي‌گويد: «هنرمندان معمولاً درون‌گرا هستند، اما نمايشگاه‌ها فرصت‌هايي فراهم مي‌كنند كه هنرمند آثارش را به نمايش بگذارد و براي تفاهم با ديگران دست دوستي به سويشان دراز کند. من هنرمندم، نه ديپلمات فرهنگي، اما مي‌دانم همه‌ي ما زبان مشترکي داريم و آن صلح، دوستي و تفاهم است.

با توجه به نمايشگاهي که در موزه داشتم، اين اثر را به‌عنوان يادماني از حضورم در ايران، براي دوستي و تفاهم به يادگار مي‌گذارم.» بعد آن پارچه‌ي ساتن را از روي مجسمه برمي‌دارد. مجسمه‌ي سنگي سپيد.

ياد جمله‌اي از توني كرگ مي‌افتم: «آثار من زنجيروار به هم مرتبط هستند و با هم پيوند دارند.» او در جاي ديگر گفته بود: «از ديدگاه هنرمندِ مجسمه‌ساز، هرواژه يا نت موسيقي در فضا مي‌تواند مجسمه‌ي كوچكي در سفر به سوي گوش شما تلقي شود.»

با خودم فكر مي‌كنم اثر بعدي او چه خواهد بود؟ حالا باغ مجسمه با حضور مهمان تازه، شكل تازه‌تري گرفته. اگر از خيابان كارگر رد شدي، حتماً كمي وقت بگذار و اين حجم سپيد زيبا را از نزديك تماشا كن!