جمعه ۷ مرداد ۱۳۹۰ - ۱۵:۳۸
۰ نفر

لیلی شیرازی: جهان یک دایره­ ساده است. یک گردی بزرگ رها شده در خلأ. جهان بی‌نهایت ساده و بی ­نهایت پیچیده است. جهان جای عجیبی است.

هفته‌نامه دوچرخه شماره 612

ما هم با یک گردی بامزه روی گردنمان موجودات عجیبی هستیم. نمی‌شود گفت ساده‌ایم. نمی‌‌شود گفت پیچیده­‌ایم. بیشتر عجیبیم. ما زندگی‌‌های به ظاهر ساده ولی بسیار پیچیده‌­ای داریم. زندگی‌‌هایی که گاهی شبیه یک مستطیل‌اند، ولی در خودشان یک مارپیچ غمناک سخت دارند. گاهی هم مارپیچی در میان نیست. این ما هستیم که آن را برای خودمان سخت می‌­کنیم. ما که دنبال دردسر می ­گردیم. ما که یاد نگرفته‌­ایم از چیزهای ساده لذت ببریم. ما که سادگی را نمی‌­بینیم. هیچ وقت فکر نکرده‌ایم که خورشید چه‌قدر ساده است. یک گردی طلایی. شبیه یک نان زعفرانی که در یک ماهی‌تابه درست شده.

هیچ­ وقت فکر نکرده‌­ایم که درخت چه‌قدر ساده است. یک سر سبز و یک بدنه­ چوبی شبیه یازده. هیچ‌وقت فکر نکرده‌­ایم که گربه چه حیوان ساده‌­ای است. فقط بلد است بگوید میو!

هیچ وقت فکر نکرده‌­ایم که آسمان چه‌قدر ساده است. یک پتوی بی‌نهایت بزرگ آبی رنگ.

در عوض مدام دنبال چیزهای سخت بوده‌­ایم. فکر کرده­‌ایم یک غذا وقتی پیچیده‌­تر است حتماً خوشمزه‌­تر است. سالاد یونانی درست کرده‌­ایم و نیمرو را که فقط یک بچه خورشید خندان است، توی بشقاب کوچک سفید ندیده گرفته‌­ایم. و برای پرده‌های اتاق دنبال والن‌­های چین و واچین بوده‌ایم و زیبایی یک پارچه متقال سفید را که روی آن با نستعلیق طراحی کرده‌اند ندیده ­ایم.

چشم­ های ما به سادگی عادت نکرده. برای همین نمی‌توانیم زیبایی سادگی را ببینیم. زیبایی یک گندمزار را که تا چشم کار می­‌کند فقط ساقه‌های گندم است. ولی اگر یک هتل چند طبقه باشد با نمای مرمر از مد افتاده حتی، ولی تویش را بازسازی کرده باشند و وقت ورود به آن یک نفر با لباس مخصوص به ما خوشامد بگوید، به نظرمان همه چیز حسابی‌­تر می‌رسد.

*‌ * *

ماه رمضان برای من ماه ساده کردن چیزهاست. ماه عجیبی که می‌­آید تا همه چیز را از پیچیدگی در بیاورد. ماهی است که می‌­آید تا همه چیز را از شلوغی دربیاورد. بتکاند. خانه تکانی کند. رفت و روب کند. چیزهای اضافه را بیندازد دور. فکرهای جاگیر را گوله کند و پرت کند آن­ ور. ماهی که می­‌خواهد گردگیری حسابی کند. ماهی با اضلاعی به شدت ساده. با نوشیدنی‌هایی سبک. خوردنی‌­هایی کوچک و مقوی. ماهی به سادگی خرما. ماهی به آرامی سحر. ماهی که در آن عروسی نمی‌­گیریم. شلوغ نمی‌‌کنیم. دنبال رستوران با ماهیچه­ طبخ شده در روغن حیوانی نمی‌گردیم. ماهی که خیلی با کسی کاری نداریم. فقط با یک نفر بیشتر از بقیه کار داریم. و خود پررنگ شدن حضور یک نفر به آن زیبایی توی زندگی ما یک‌جور سادگی غریب است.

*‌ * *

توی این ماه حتی فکرهایمان ساده می‌‌شود. خواب­ هایمان ساده می ­شود. این که می‌گویند قرآن بخوانید تمرکزمان را روی یک کتاب بیشتر می­ کند. ما به سمت خواب ­های آرام‌تر و بیداری‌های ساده‌­تر پیش می‌رویم. حتی گفت‌وگوهایمان و حرف­‌هایی که درباره­ بقیه می‌زنیم بی‌حاشیه‌تر و ساده‌تر از پیش خواهد بود.

و در این سادگی زیبایی غریبی هست که کم‌کم خودش را به ما نشان می‌دهد. شاید که در نگاه اول حیرت‌انگیز نباشد. به چشم نیاید و بشود آن را ندیده گرفت. ولی اگر درکش کنیم و بپذیریمش، کم کم خودش را به ما نشان خواهد داد.

ما که به این سادگی عادت نداریم، اول جا می‌خوریم. شاید حتی نخواهیم تن بدهیم. حتی بخواهیم فرار کنیم ازاین سادگی آرام به آن پیچیدگی دست و پاگیری که شبیه عادتی موهوم همه زندگی ما را مال خود کرده است. اما بیایید به خودمان فرصت بدهیم. فرصت سادگی به خودمان بدهیم. این را سهراب هم گفته بود یک وقت: «ساده باشیم، چه در باجه یک بانک، چه در زیر درخت».

کد خبر 141519
منبع: همشهری آنلاین

برچسب‌ها

دیدگاه خوانندگان امروز

پر بیننده‌ترین خبر امروز