جمعه ۲ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۸:۵۵
۰ نفر

مهرزاد فتوحی: سیرک؛ این کلمه ما را همیشه به یاد فضایی پر از بندبازی، شعبده بازی، حرکت­های نمایشی و بیش از همه به یاد سفر می­اندازد.

سیرک­­ها همیشه در سفرند؛ از این شهر به آن شهر، از این کشور به آن کشور؛ اما آدم‌هایی که در سیرک کار می­کنند، یک زندگی روزمره هم دارند: نوجوان­هایی که پدر و مادرشان یا حتی گاهی خودشان در سیرک کار می­کنند، باید مثل همه درس بخوانند.
یک کانتینر سیاه رنگ با چهار چرخ بزرگ، کلاس درس بچه­های سیرک مشهور «فلیک فلاک» آلمان را تشکیل می‌دهد. این سیرک  سال 1989 تأسیس شده و اولین سیرک جهان است که به هیچ شکلی در برنامه‌هایش از حیوان‌ها استفاده نمی­کند. معمولاٌ در سیرک­ها، حیوان‌ها در شرایط بد و غیرطبیعی زندگی می­کنند، اما فلیک فلاک، یک سیرک طرفدار محیط زیست است.

در عوض حرکت­های نمایشی شگفت‌انگیز و دلهره­آوری در این سیرک به ‌نمایش درمی­آید؛ بندبازهای این سیرک از مشهورترین بندبازهای جهان هستند.

امروز ما به چادر بزرگ نمایش نمی‌رویم؛ به کانتینر سیاه رنگ می­رویم؛ به کلاس درسی که همیشه در سفر است. معلم، عکسی را نشان می‌دهد و به زبان انگلیسی می­پرسد: «این چیه؟» «مایا» جواب می­دهد:«درخت»، معلم می­گوید:«دقت کن، این فقط یک درخت نیست»، «ساشا» از گوشه کلاس جواب می‌دهد:« این جنگله». در حالی که مایا و ساشا دارند زبان انگلیسی می‌خوانند، شاگردهای بزرگ­ترِ میز کناری، در کتاب­های درسی شان غرق و متمرکز شده­اند. آنها به این شیوه درس خواندن عادت دارند. یک نقاشی از نقشه جهان روی دیوار زده شده و گوشه اتاق هم یک کامپیوتر، یک اسکلت و کتابخانه­ای پر از کتاب قرار دارد. این کانتینر سیاه‌‌رنگ خیلی شبیه به مدرسه‌های معمولی است، اما با آنها  تفاوت‌هایی هم دارد. این مدرسه فقط یک کلاس درس دارد و دانش‌آموزان آن در سن‌های مختلف در کنار هم و با یک معلم درس می­خوانند.

این مدرسه کوچک همیشه همراه با سیرک در سفر است. امسال پنج کودک و نوجوان هشت تا پانزده ساله و دو دانش آموز هجده ساله در این کلاس درس می­خوانند. پدر و مادر این نوجوان‌ها از بندبازها یا کارکنان سیرک هستند.

همیشه در سفر بودن. نسبت به این شیوه زندگی چه احساسی داری؟

«نیکولای» پانزده ساله در حالی که چشم‌هایش برق می­زند، می­گوید:«زندگی در سیرک فوق­العاده است! من سفر کردن را دوست دارم. همه جای آلمان را دیده­ام و مدام با آدم‌های تازه­ای آشنا می­شوم».

او از شش سالگی در سیرک زندگی می‌کرده و از ابتدا اینجا به مدرسه رفته است. در روزهای عادی از ساعت نه صبح تا دو بعدازظهر در مدرسه درس می­خواند و بعدازظهرها حرکت‌های نمایشی و آکروبات بازی تمرین می­کند. او گاهی این کار را روی طناب و در ارتفاع زیادی از زمین انجام می‌دهد.

پشت صحنه سیرک؛ کانتینرهایی برای زندگی و یک مدرسه کوچک

نیکلای 15 ساله دوست دارد درآینده هم در سیرک زندگی و کار کند

ساشا، سیزده ساله هم بعد از مدرسه، حرکت‌های نمایشی تمرین می­کند. پدر و مادر او هر دو بندباز هستند. او می‌گوید:«من اغلب شب­ها به تماشای سیرک می­نشینم. همه دوستان من در همین سیرک هستند و من از بودن با آنها لذت می­بریم.»

هیچ­کدام از بچه­ها مجبور نیستند آکروبات بازی تمرین کنند. مثلاً مایا، دلش می­خواهد در آینده پزشک شود، اما نیکلای تصمیم خود را گرفته و می­خواهد در سیرک کار کند. او سال آینده باید برای گرفتن دیپلم به یک مدرسه عمومی برود. می­گوید:«سال آینده از سیرک دور می­شوم، ولی بعد از دیپلم بازمی­گردم.» او وقت‌های خالی­اش را ورزش می­کند. شنا، بسکتبال و هندبال . او در بیشتر شهرهای آلمان دوست یا آشنا دارد و ساعت­هایی را با دوستانش می‌گذراند.

مدرسه سیرک یک مدرسه رسمی و دولتی است. سطح آموزش و کتاب­های درسی آن مثل بقیه مدرسه هاست. تنها تفاوت این است که برنامه درسی‌اش برای هر دانش‌آموز جداگانه و براساس ضعف­ها و توانایی­های آنها تعریف و تنظیم می­شود. در این مدرسه عجیب، علاوه بر درس­های معمول، درس‌های متفاوتی هم  تدریس می­شود، مثلاً «درس خوشبختی».

ساشا از لهستان آمده و قبلاٌ به یک مدرسه عادی می­رفته، اما او مدرسه سیرک را بیشتر دوست دارد. نیکلا در باره مدرسه­شان می‌گوید:«اینجا همه چیز دست خودمان است، حتی برقراری نظم. خبری از دعوا و مرافعه و شلوغ­بازی نیست. هر مسئله­ای را باهم حل می­کنیم. همه­مان یک معلم داریم که به خوبی می­توانیم به او اعتماد کنیم.».

تمرین آکروبات‌بازی از جذاب‌ترین بخش‌های زندگی در سیرک است

دانش آموزان در سن‌های مختلف در یک کلاس درس می خوانند؛ هر کسی سرش در کار خودش است

«مونیکا برلین» هم از این که معلم این مدرسه است، خوشحال است. او 9 سال است که در مدرسه سیرک درس می­دهد.  زمانی که او برای نخستین بار به این مدرسه آمده بود، حتی فکرش را نمی­کرد که بیشتر از یک سال در این شرایط دوام بیاورد. ولی حالا این مدرسه عجیب را دوست دارد.

زمان درس انگلیسی تمام شده است. مدرسه «همیشه در سفر» زنگ ندارد، اما ساشا وظیفه‌اش را خوب می­داند، زیر لب تا سه می‌شمارد و سپس فریاد می­کشد:«زنگ تفریح!».

کد خبر 75509

برچسب‌ها

دیدگاه خوانندگان امروز

پر بیننده‌ترین خبر امروز