دکتر محیط طباطبایی عضو هیات علمی دانشنامه تاریخ معماری و شهرسازی ایران زمین، معاون سابق معرفی و آموزش سازمان میراث فرهنگی است"
ارتباط بین مردم و بناهای تاریخی و نتایج مربوط یا ناشی از این ارتباط را چگونه ارزیابی میکنید ؟
- ابتدا روز بناها و محوطههای تاریخی را تبریک می گویم. نام گذاری این روزها برای این است که مردم را متوجه مطلبی جدید کنیم . وقتی تولد میگیریم یا مراسم فوت می گیریم و یا بزرگداشت، برای این است که ارزش های آن فرد را به مردم خود معرفی کنیم. تعریف اصلی موزه یعنی مکان تذکر و یادآوری آنچه بر بشر گذشته است که در بنای تاریخی این معنا متبلور است. همچنین باید به این نکته مهم اشاره کنم که بناهای تاریخی، زمانی خود بنای روز و معاصربوده و مکانی برای زندگی و رفع مشکلات و نیازهای مردمی که در آن عصر می زیستهاند به شمار می رفتهاند. این بناها بر اثر گذشت زمان به نام بنای تاریخی خوانده می شود و این یک امر مسلم است که حفاظت از بناهای تاریخی یا آثار تاریخی صرفا یک حفاظت فیزیکی نمیتواند باشد و حفاظت فیزیکی به تنهایی نمیتواند برای آن کافی باشد و یا ایجاد قوانین و آیین نامه ها که بر اساس آن بشود بناهای تاریخی را مورد حفاظت قرار داد کفایت نمیکند. در نهایت مردم باید متوجه این امر شوند که این نوع بنا چه ثمره و فایدهای برای زندگی آنها دارد، از طرفی زندگی و یا حیات مدنی شهر و یا زندگی مردم روستا به نوعی مرتبط با بنای تاریخی شهرو یا روستای خودشان باشد.
مسلما بناهای تاریخی یا بخشی از میراث فرهنگی، مکان یا زیستگاه انسان در منطقه است یعنی بناهای تاریخی می توانند بخشی از سرمایه اصلی شهرها و روستاهای کشور را تشکیل دهند.
امروزه این امر بدیهی است که حفاظت از سرمایههای اصلی که همان میراث طبیعی و تاریخی جهان است، زمینه را برای برنامه ریزی توسعه مدیریت شهری فراهم میکند. وقتی مردم با این ارزش آشنا شوند و هویت و وابستگی خود را به زیستگاه و بخشی از آن را در ابنیه تاریخی ببینند، این شیوه در درک و تلقی مردم از بافت شهر تاریخی می تواند موثر باشد . از طرف دیگر وقتی این امکان فراهم باشد که در بخشی از این بناها همچنان زندگی و حیات جاری باشد و نوع و کیفیتی از زندگی ارائه شود که برای مردم مطلوب تر و پرثمرتر باشد ، به این معنا که وقتی شما در یک خانه تاریخی زندگی میکنید از ارزش افزوده بیشتر مادی و معنوی برخوردار باشید، به عبارتی آن خانه گران تر از خانه معاصر باشد و از یک سری تخفیف های قانونی برای حفاظت از آن برخوردار باشد و مردم تشویق شوند که در این بناها زندگی کنند. برای همین صرف این که کل بناهای تاریخی یک شهر را بخریم و حفاظت کنیم و خالی نگه داریم و یا به موزه تبدیل کنیم مراد نیست. برای این که بخش عمده ای ازبناهای تاریخی مکانی برای تداوم حیات و زندگی در شهر تلقی می شود، یعنی باید در خانه های قدیمی زندگی کرد. یا کیفیتی از کار که هیچ صدمه ای به آن بنا نزند در آنجا اتفاق بیافتد ، مثل کاربری های آموزشی و فرهنگی و یا حتی تجاری که مخل حیات ساختمان نباشد. بنابراین شاهد بقا یا تداوم بناهای تاریخی خواهیم بود.
این بناها هویت و شناسنامه مردم آن ناحیه را تشکیل می دهند . بناهایی به صورت یادمان در میآیند تا با نگاه به آنها از مسیر نیاکان و پدران خود آگاه شویم، این بناها در دید مردم آن شهر و مکان به یک ارزش تبدیل می شود ، مردم با این بنا ها می توانند جایگاه خود را در جامعه امروزی و دنیا و مردم منطقه و کشور خود تعریف کنند.
بحث مهم دیگر "حفاظت" است. بهترین حفاظت از بنای تاریخی معرفی آن است. هر چه بیشتر بناها و ارزش آنها برای مردم معرفی شود و مردم نسبت به آن آگاه باشند و مطلع باشند و آن را در میان خود ببینند بهترین حفاظت است. بنایی که محصور شود و معرفی نشود ، شناخته شده نیست و همیشه در خطر استهلاک وتخریب و دستبرد است. بنابراین حفاظت ، معرفی و احیا و ایجاد شرایط زندگی در بناهای تاریخی با اهمیت است. باید شرایط اجتماعی به وجود بیاید و در پی توسعه ای فرهنگی ، زندگی و حیات مردم در داخل این بناها و بافت های تاریخی باشد.
معرفی بناهای تاریخی به چه شکلهایی میتواند باشد و به چه طرقی میتوان این بناها را برای مردم معرفی کرد؟
روشهای معرفی متفاوت است. با معرفی یک مکان درهای این مکان بازمی شود و به افراد معرفی میشود، تا معرفی در کتب آموزشی و برنامه های درسی همه نهادهای متولی آموزش. رسانهها بزرگترین مکان آموزشی هستند، شکل رسانه تفاوتی نمیکند، مگر این که میزان مخاطب را تغییر دهد. پس معرفی؛ برنامه ریزی جامع را می طلبد که سازمان میراث فرهنگی متولی راهبرد و هدایت آن است.
شیوه دیگرمعرفی؛ ایجاد رویدادها است. اگر مجموعهای از رویدادهای جاذب که مرتبط با زندگی مردم است اعم از رویدادهای فرهنگی - که باارزش ترین رویدادهاست - تا رویدادهای غیرفرهنگی و تجاری را در چنین فضاهایی ایجاد کنیم، منجر به معرفی این بناها میشود و مردم را متوجه ارزش هایی می کند که در کنارش زندگی میکنند. معرفی از چاپ برورشور و فیلم و معرفی در محل و ایجاد رویداد و ایجاد حوادث فرهنگی اقتصادی تاریخی اجتماعی و فرهنگی و در نهایت تدوین یک فرهنگ آموزشی در بدنه آموزشی کشور و تمام رسانه ها است.
معرفی تنها معرفی ابعاد و طول و حجم اثر و بنا نیست، بلکه در معرفی ارزش آن اثر را برای مردم نشان می دهیم. نتیجه معرفی، منجر به این می شود که به دنبال ایجاد و یا احیای فرهنگ تاریخی خود باشیم تا این ارزش ها برای مردم ملموس تر شود.
چقدر از این بناهای تاریخی حفاظت شده است و نقش دولت و مردم در این زمینه چیست؟
معرفی در واقع یک راهکار است که به نوعی در بخشی از بناها انجام شده است. در دهه ی اخیر شاهد یک تحول مهم در زندگی اجتماعی مردم بودیم و آن ایجاد یک سرمایه اجتماعی برای میراث فرهنگی بود . بر اساس همین مجموعه فعالیت های معرفی در بخش های مختلف بود که توجه عمومی به ارزش میراث فرهنگی جلب شد. اگر دو دهه پیش تخریب صورت میگرفت فقط علاقه مندان متاثر می شدند، اما امروزه می بینیم که پاسداشت میراث فرهنگی به یک حساسیت و تعصب عمومی تبدیل شده است و این جای شکر دارد.
نمونه های مختلفی از این نوع میبینیم . نمونه خوب آن احیای بازار تبریز است که بزرگترین سازه مسقف دنیا است. مرمت این بازار نود درصد با اعتبارات خود بازاریان صورت گرفت، در حالی که اول در تقابل بودند، اما دیدند که با این کار زندگی آنها بهتر تامین می شود و ثمره اقتصادی دارد و فعالیت اقتصادی در حوزه فرش که به بیرون از بازار منتقل شده بود با احیا به داخل بازار می آید و منجر به رونق بازار می شود.
نمونه دیگر احیای بافت محله فهادان در یزد بود .این بافت تاریخی در دهه هفتاد به شدت آسیب دید و با ایجاد بولوار ، رو به انهدام رفت و تنزل پیدا کرد و حتی قشر اجتماعی حاضر دراین بافت تنزل یافت . اما با احیای مرتب بناها و ایجاد فضای سکونت گاه و اقامت گاه و تشکیل انجمن دوستداران میراث فرهنگی فهادان امروزه شاهد ترقی و ایجاد ارزش افزوده مالی و معنوی در بافت فهادان هستیم که در نهایت منجر به حفاظت از این بافت شده است .این بهترین حفاظت بود. در حالی که اگر صد قانون هم مصوب می شد و با مردم درگیر میشدیم نمیشد یک مشت بنای خشتی چینه ای را که در حالت اضمحلال است نجات داد. پس باید این ها به ارزش های معنوی و مادی مردمی که در آنجا زندگی می کنند تبدیل شود. اشاره به یزد و تبریز این نکته جالب را به دنبال دارد که مردمی که دارای درک اقتصادی صحیح تر هستند و حداقل مشهور به این هستند ، بهتر می توانند اهمیت بافت تاریخی را درک کنند و مشکل آنها در این زمینه کمتر است.
تدوین دانشنامه معماری و شهرسازی در این زمینه چقدر موثر است؟
دانشنامه تاریخ معماری و شهرسازی نهادی است که به نوعی مسوولیت جمع آوری و معرفی و حفاظت داده ها و ارزش های علمی و فرهنگی در حوزه آثار تاریخی غیرمنقول را به عهده دارد و به صورت یک پشنوانه علمی و فرهنگی برای جامعه در می آید. دانشنامه تکیه گاهی است برای کسانی که در امور مختلف فعالیت میکنند؛ از مهندسین مشاور و طراحان شرکت های مرمت گرفته تا افرادی که مطالعات و تحقیقات تاریخی و اجتماعی و انسان شناسی و غیره انجام می دهند و حتی دیگرانی که تصمیم به برنامه ریزی های اقتصادی و تجاری دارند .همه علاقمندان می توانند به چنین بانک هایی مثل کتابخانه الکترونیکی بازو در دسترس مراجعه کنند و اطلاعاتی را به دست آورند که می تواند زمینه هر یک از آن برنامه ریزی ها و نیازها باشد که دوره تناوبی فعالیت این افراد را در بر بگیرد.
با توجه به رشد پرشتاب دنیای صنعتی امروز و حرکت جوامع در این مسیر و افول ارزشهای فرهنگی و تاریخی، آینده را چگونه می بینید ؟
آینده روشن تر است چون دنیایی که ما در آن زندگی میکنیم در حال فعالیت در سطوح مختلف برای احیای حیات مدنی و اجتماعی و فرهنگی خود است و بالطبع هر چه جلوتر می رویم و شاهد رشد فرهنگی و اجتماعی مردم خود هستیم می بینیم که نتایج این توجه بیشتر به میراث تاریخی و طبیعی زیستگاه و توجه به این ارزش ها است. وقتی میبینیم که فیلم سیصد ساخته می شود و مردم متاثر می شوند به فال نیک بگیریم. قبلا هم فیلم های این چنینی ساخته می شود اما مردم این طور حساس نمی شوند . این حساسیت از این جا شروع می شود از تغییر نام خلیج فارس دیده می شود انعکاسش در سطح دنیا از طرف جامعه ایرانیان مشاهده می شود تا امروز وقتی که یک برنامه تاریخی حتی تهدید یا از طریق ایجاد ثبت می شود. وقتی در بازار تخریب را شاهد هستیم عکس العمل مردم را نیزمی بینیم. زمانی حمام خسرو آباد تخریب شد و هیچ واکنشی اجتماعی را ندیدیم اما امروز ایجاد برج جهاننما با واکنش همراه است. اینها فال نیک است. جامعه از سطوح مدیریتی تا بافت مردمی که زندگی می کنند به این ارزش ها آگاه هستند .
این ارزش ها بخشی دینی و اعتقادی و باور ماست زمانی که مکان های مذهبی مورد بازسازی هایی قرار میگیرد که ارزش های تاریخی اش مخدوش میشود به هویت و اعتقاد و باورهای ما صدمه می زند. زیارت یک فرهنگ است و در بدنه اجتماع وجود دارد.
در جامعهای مثل انگلستان وقتی جنگ جهانی دوم می شود و لندن همه اجزایش را از دست میدهد، در بازسازی همه اماکن همه به شکل اول ساخته می شود چون باید دوباره لندن احیا شود و نه شهر دیگری.
در کشورهایی که دارای سابقه تاریخی هستند و این رشد را پیدا کردهاند این مشاهده میشود ما نباید خود را با کشورهای جدید الورود مقایسه کنیم که ساخت و ساز شکلهای دیگری دارد و نمی تواند برای ما الگو باشد. الگوی جامعه ما الگوی تاریخی است، دارای سرمایه تاریخی زیاد که باید خود الگوساز باشد. یک یا دو جامعه وجود ندارد که تداوم و حیات بیش از سه هزارسال داشته باشد. در این جامعه برنامه ریزی و اقدام قطعا متفاوت است.