تهاجم ارتش متجاوز صدام به ایران در 31 شهریور ماه 1359 منجر به اشغال بخشهایی از خاک ایران در طول ماههای اولیه جنگ شد.
با تجدید قوای نیروهای رزمنده و آغاز عملیات آفندی علیه ارتش صدام بهتدریج سرزمینهای اشغال شده آزاد شد که اوج آن حماسه خرداد 1361 و آزادسازی خرمشهر بود. پس از آن سلسله عملیات نظامی موفقیتآمیزی انجام شد که ضمن کشاندن جبهه نبرد به خاک دشمن، تهدیدی جدی برای نقاط استراتژیک درون خاک عراق از جمله بندر مهم و سوقالجیشی بصره و جزایر نفتخیز مجنون در جنوب و ارتفاعات مهم کردستان عراق بهشمار میرفت.
در چنین شرایطی و با تغییر موازنه نظامی جنگ به سود ایران، ارتش بعثی صدام که خود را در آستانه سقوط میدید به پلیدترین جنایت جنگی تاریخ معاصر دست زد و برای نخستین بار پس از جنگ اول جهانی به کاربرد وسیع سلاحهای شیمیایی علیه رزمندگان و مردم بیدفاع ایران روی آورد.
هرچند در طول سالهای 1359 تا 1362 ارتش عراق در جبهههای غرب و میانی بهصورت محدود از سلاحهای شیمیایی استفاده کرده بود، اما وسیعترین حملات شیمیایی در طول عملیات خیبر (اسفند 62 در جزایر مجنون)، عملیات بدر (اسفند 63 در جزایر مجنون)، عملیات والفجر 8 (بهمن64 تا فروردین65 در فاو)، کربلای 4 و 5 و 8 (دی ماه 65 تا فروردین 66 در شرق بصره و شلمچه)، والفجر 10 (اسفند 66 و فروردین67 در کردستان عراق و حلبچه) و تکهای متعدد ارتش صدام از فروردین 67 تا پایان جنگ (مرداد67) و در جبهههای مختلف اتفاق افتاد.
در همین شرایط و برای نخستین بار، رژیم صدام از سلاحهای شیمیایی علیه مردم غیرنظامی در مناطق مسکونی ایران و کردستان عراق استفاده کرد که منجر به شهید و مصدوم شدن هزاران نفر از مردم بیدفاع شد.
اوج این جنایات بمباران شیمیایی شهر «سردشت» در استان آذربایجان غربی بود که در هفتم تیرماه 66 منجر به شهید و مصدوم شدن بیش از 4500 نفر از مردم این شهر شد.
علاوه بر این شهر و روستاهای اطراف بانه (فروردین 66)، شهر حلبچه (اسفند 66)، روستاهای اطراف مریوان (اسفند 66و فروردین 67)، شهر نودشه (فروردین 67)، روستاهای اطراف سرپل ذهاب (مرداد 67) و شهر اشنویه (مرداد 67) هدف حملات شیمیایی صدام واقع شدند.
در این حملات از انواع عوامل شیمیایی جنگی علیه مردم روستاها و شهرهای مرزی استفاده میشد. تنها در یکی از این حملات که 28 اسفند 66 در منطقه مریوان رخ داد، روستاهای منطقه «قلعهجی» تا «دزلی» با بیش از 300 بمب شیمیایی هدف قرار گرفت و به روستای کوچک قلعهجی بیش از 11 بمب شیمیایی اصابت کرد.
بیمارستانها و مراکز درمانی نیز از حملات شیمیایی رژیم صدام مصون نماندند. دو نمونه از بارزترین این جنایات عبارتند از: بمباران شیمیایی بیمارستان صحرایی حضرت فاطمه(س) در آبادان (ششم و هشتم اسفند 64)، بمباران شیمیایی بیمارستان صحرایی 528 سومار (دهم دی ماه 65). آمارهای اولیه شهدا و مصدومان این حملات بهتدریج افزایش یافت و چند تن از پزشکان متخصص و اساتید جراحی نیز به شهادت رسیدند.
رژیم صدام همچنین در ماههای پایانی جنگ بهصورت رسمی تهدید کرد که شهرهای بزرگ ایران از جمله تهران را با موشکهای مجهز به کلاهک شیمیایی مورد حمله قرار خواهد داد. با تداوم این تهدیدها برنامههایی برای دفاع غیرنظامی و آموزش مردم در مقابل حملات شیمیایی احتمالی به اجرا درآمد.
بهدنبال شدت یافتن کاربرد سلاحهای شیمیایی توسط رژیم عراق و به درخواست رسمی جمهوری اسلامی ایران نخستین گروه حقیقتیاب سازمان ملل متحد متشکل از چهار کارشناس برجسته سلاحهای شیمیایی از کشورهای سوئد، استرالیا، اسپانیا و سوئیس در اسفند ماه 1362 (مارس 1984) به دستور دبیرکل سازمان ملل به ایران اعزام شدند. این هیأت در مدت اقامت خود در ایران ضمن معاینه مصدومین و نمونهبرداری از مناطق آلوده و مشاهده بمبهای شیمیایی منفجر نشده گزارش رسمی خود را تسلیم شورای امنیت کردند.
در این گزارش به صراحت کاربرد گاز خردل و عامل اعصاب (تابون) علیه رزمندگان ایرانی مورد تأیید قرار گرفت. شورای امنیت نیز با صدور بیانیهای بدون ذکر نام عراق بهعنوان به کار برنده سلاح شیمیایی، طرفین جنگ را به پایبندی به پروتکل 1925 ژنو دعوت کرد. صدور بیانیه الزامآور نبود و بدون ذکر نام کشور خاطی، هیچ تأثیری بر ادامه روند جنایات جنگی رژیم صدام نداشت. در ماههای بعد بهویژه در اسفند ماه 63 (در عملیات بدر و در جزایر مجنون) و نیز در عملیات والفجر 8 (در بهمن ماه 64 تا فروردین 65) ارتش صدام در مقیاس وسیعتری از انواع سلاحهای شیمیایی استفاده کرد.
به درخواست رسمی ایران، دبیرکل سازمان ملل مانوئل دومنیگوئز (یکی از چهار کارشناس قبلی) را مامور معاینه مصدومین شیمیایی ایران که در بیمارستانهای اروپایی بستری بودند کرد. بدینترتیب دومین گزارش کارشناسی که در آن کاربرد سلاح شیمیایی علیه ایران تأیید شده بود، در آوریل 1985 توسط دبیرکل سازمان ملل به شورای امنیت تسلیم شد.
سومین گروه کارشناسی سازمان ملل بهدنبال حملات وسیع شیمیایی عراق در منطقه فاو (عملیات والفجر 8) در مارس 1986 (اسفند ماه 1364) به ایران اعزام شد. این هیأت ضمن مصاحبه با تعداد زیادی از مصدومین شیمیایی در بیمارستانهای اهواز و تهران ازجمله تعدادی از اسرای عراقی که با صراحت به کاربرد سلاح شیمیایی توسط رژیم صدام اعتراف کردند، گزارش مفصلی مبنی بر کاربرد گاز خردل و اعصاب علیه رزمندگان ایران را به دبیرکل ارائه کردند که در 16 مارس 1986 به شورای امنیت تسلیم شد.
با انتشار این گزارش و نیز انعکاس وسیع تصاویر مربوط به مصدومین شیمیایی ایران که برای معالجه در بیمارستانهای اروپایی ازجمله انگلیس، بلژیک، آلمان، هلند، سوئد و اسپانیا بستری بودند و نیز تحتتأثیر افکار عمومی جهان، شورای امنیت در بیانیه 21 مارس 1986 به ناچار و برای نخستینبار از عراق بهعنوان به کار برنده سلاح شیمیایی علیه ایران نام برد. اما همچنان از صدور قطعنامه و اقدام عملی علیه این جنایت جنگی امتناع ورزید.
فروردین ماه 66 و در منطقه عملیاتی کربلای 8 (شرق بصره) عراق اقدام به حملات سنگین شیمیایی با گازهای کشنده اعصاب کرد. در این حملات بهصورت وسیع از عامل مهلک «سارین» استفاده شد. همچنین برای نخستین بار در طول جنگ از موشکهای کاتیوشای حاوی گازهای اعصاب علیه اهداف مختلف از جمله «مرکز تصفیه آب خرمشهر» استفاده شد و اکثر کارگران آن تصفیهخانه که از اهالی بومی منطقه بودند به شهادت رسیده یا مصدوم شدند.
ابتدای سال 66همچنین مناطق وسیعی در کردستان عراق و ایران مورد حملات شیمیایی واقع شد. لذا چهارمین گروه کارشناسی سازمان ملل در اردیبهشت 66 به ایران سفر کردند و ضمن تأکید بر کاربرد سلاح شیمیایی علیه غیرنظامیان جزئیاتی را از وضعیت تأسفبار زنان و کودکان مصدوم بیان نمودند. بهدنبال آن شورای امنیت در بیانیه 14 می1987 (25اردیبهشت 1366) از ادامه و تشدید کاربرد سلاح شیمیایی توسط عراق علیه ایران بهویژه غیرنظامیان ابراز نگرانی کرد، اما همچنان هیچ اقدام عملی برای متوقف ساختن جنایات ارتش متجاوز صدام صورت نپذیرفت.
رژیم صدام بدون هیچ مانعی به حملات شیمیایی خود ادامه داد تا آنجا که در مقابل دیدگان جهانیان یکی از شرمآورترین جنایات جنگی در هفتم تیر ماه 1366 رخ داد. با بمباران شیمیایی شهر سردشت هزاران نفر از زنان و کودکان و مردم غیرنظامی این شهر هدف گاز ناتوانکننده خردل قرار گرفتند. چگونگی این حادثه به اطلاع شورای امنیت سازمان ملل رسید. اما هیچ هیأت کارشناسی برای بررسی این حادثه اعزام نشد و متعاقب عملیات والفجر 10 در جبهههای شمالغرب و شکست جبرانناپذیر ارتش بعثی صدام، جنایتی بزرگتر رقم زده شد و این ارتش شهر حلبچه و مناطق اطراف آن را بهطور بیسابقهای مورد حملات شیمیایی قرار داد.
طبق آمارهای رسمی که به همراه تصاویر مصدومین و شهدای فاجعه حلبچه به شورای امنیت ارسال شد، در این فاجعه حدود 5هزار نفر شهید و بیش از 7هزار نفر مصدوم شدند. مقامات کشورمان جزئیات این حادثه را به اطلاع سازمان ملل رسانده و بهطور رسمی درخواست اعزام تیم تحقیق کردند. اما شورای امنیت به این بهانه که حادثه در داخل خاک عراق رخ داده است، از بررسی موضوع خودداری کرد. با این حال دبیرکل سازمان ملل تصمیم گرفت کارشناس پزشکی برگزیده خود، دومنیگوئز را دوباره به ایران اعزام نماید. وی از ایران و عراق (بغداد و سلیمانیه) بازدید و مجددا کاربرد وسیع گازهای اعصاب و خردل را بهویژه علیه غیرنظامیان تأیید کرد.
بهدنبال انتشار وسیع اخبار فاجعه حلبچه توسط رسانهها و مطبوعات در سراسر جهان و بازدید خبرنگاران خارجی از منطقه و مشاهده اجساد زنان و کودکان و مردم بیدفاع و فشار افکار عمومی و خشم و انزجار مردم کشورهای مختلف جهان از این جنایت، شورای امنیت سرانجام طرح قطعنامهای را که توسط جمهوری فدرال آلمان، ایتالیا و ژاپن تهیه شده بود، مورد بررسی قرار داد و در تاریخ 9 می1988 (19 اردیبهشت ماه 1367) و در جلسه شماره 2812 خود قطعنامه 612 را به اتفاق آرا تصویب کرد. با گذشت 4سال از گزارشهای رسمی بازرسان سازمان ملل در تأیید کاربرد سلاح شیمیایی توسط رژیم عراق، این قطعنامه نخستین قطعنامه سازمان ملل در این باره بود.
اما در این قطعنامه نیز کوچکترین ذکری از نام عراق بهعنوان به کار برنده سلاحهای شیمیایی نشد، ضمن اینکه هیچ اقدام عملی بازدارندهای نیز در این قطعنامه مطرح نشد. با تداوم حملات شیمیایی و به درخواست جمهوری اسلامی ایران تیمهای کارشناسی سازمان ملل دو بار در جولای 1988 (تیرماه 1367) و اوت 1988 (مرداد ماه 1367) از مناطق جنگی ایران و عراق بازدید و 2گزارش رسمی دیگر مبنی بر تأیید کاربرد سلاحهای شیمیایی توسط رژیم بعثی صدام منتشر کردند.
با ارسال گزارش بازرسان سازمان ملل به شورای امنیت و تأثر جامعه جهانی از قربانیشدن هزاران نفر از مردم بیگناه با سلاحهای غیرانسانی شیمیایی، شورای امنیت مجبور به اقدام علیه جنایات رژیم بعث صدام شد.
شورای امنیت در تاریخ 26 اوت 1988 (4شهریور ماه 1367) و در جلسه شماره 2825 طرح قطعنامهای را که توسط آلمان، ایتالیا، ژاپن و انگلستان پیشنهاد شده بود، تحت عنوان قطعنامه 620 تصویب کرد و در آن برای نخستین بار از ایران بهعنوان قربانی سلاحهای شیمیایی در جنگ نام برده شد و خواستار کنترل صادرات مواد شیمیایی مورد استفاده در ساخت سلاح شیمیایی و نیز واکنش سریع در مقابل کاربرد این سلاحها در آینده شد. اما چه سود که این قطعنامه پس از پایان جنگ صادر شد.
با گذشت سالها از فاجعه کاربرد سلاحهای شیمیایی در جنگ علیه ایران، هنوز پیامدهای انسانی و زیستمحیطی کاربرد این سلاحهای سمی تهدیدی جدی برای سلامت قربانیان و محیطزیست منطقه به شمار میرود و دهها هزار نفر از قربانیان این سلاحها در کشور ما هنوز از عوارض و صدمات مزمن ناشی از بهکارگیری سلاحهای ممنوعه شیمیایی و سمی رنج میبرند.
بهدنبال شدت یافتن کاربرد سلاحهای شیمیایی توسط رژیم عراق و به درخواست رسمی جمهوری اسلامی ایران نخستین گروه حقیقتیاب سازمان ملل متحد متشکل از 4 کارشناس برجسته سلاحهای شیمیایی از کشورهای سوئد، استرالیا، اسپانیا و سوئیس در اسفند ماه 1362 (مارس 1984) به دستور دبیرکل سازمان ملل به ایران اعزام شدند. این هیأت در مدت اقامت خود در ایران ضمن معاینه مصدومین و نمونهبرداری از مناطق آلوده و مشاهده بمبهای شیمیایی منفجر نشده گزارش رسمی خود را تسلیم شورای امنیت کردند.
پیگیری دیپلماتیک
در این گزارش به صراحت کاربرد گاز خردل و عامل اعصاب (تابون) علیه رزمندگان ایرانی مورد تأیید قرار گرفت. شورای امنیت نیز با صدور بیانیهای بدون ذکر نام عراق بهعنوان به کار برنده سلاح شیمیایی، طرفین جنگ را به پایبندی به پروتکل 1925 ژنو دعوت کرد. صدور بیانیه الزامآور نبود و بدون ذکر نام کشور خاطی، هیچ تأثیری بر ادامه روند جنایات جنگی رژیم صدام نداشت. در ماههای بعد بهویژه در اسفند ماه 63 (در عملیات بدر و در جزایر مجنون) و نیز در عملیات والفجر 8 (در بهمن ماه 64 تا فروردین 65) ارتش صدام در مقیاس وسیعتری از انواع سلاحهای شیمیایی استفاده کرد.پایگاه اطلاعرسانی قربانیان سلاحهای شیمیایی