آیا باید فکر کنیم این افراد هیچ امیدی به آینده ندارند؟ یا برخی در انتظارند تا این یادگارهای جنگ نیز هرچه زودتر مانند جانبازان مسنتر به فیض شهادت نائل بیایند؟ آیا شهادت این عزیزان به معنای پایان کار آنهااست؟ آیا مجلس نشینان تعهدی در قبال ایثارگران دارند؟ پس چرا لایحه جامع خدمات رسانی به ایثارگران جزو لوایحی بود که هیچ جذابیتی برای بهارستان نشینان در دروه هشتم نداشت؟
مجالس هفتم و هشتم از ناکارآمدترین دورههای مجلس در ارتباط با بهبود درمانی و معیشتی ایثارگران نامیده میشوند. لایحه جامع خدمات رسانی به ایثارگران پس از چندین سال کار کارشناسی وقتی به مجلس هشتم رسید آنچنان بلایی بر سرش آمد که بیشتر باعث سردرگمی ایثارگران شد. ضمن اینکه مجلس هشتم به معنای واقعی کلمه هیچ دینی و وظیفهای برای ایثارگران قائل نبود که اگر جز این میبود، بهارستان نشینان دوره گذشته با 2 اصلاحیهای که بر درمان و قانون اشتغال این لایحه جامع وارد کردند؛ عملا نفس ایثارگران را بند نمیآوردند.
یعنی نه تنها مجلس هشتم پیگیری مناسبی برای به سرانجام رسیدن و نهایی شدن لایحه جامع خدمات رسانی به ایثارگران؛ انجام نداد که عملا با 2 اصلاحیه بر این لایحه، ایثارگران را به بلاتکلیفی دردناکی مبتلا ساخت که اصطلاحا میتوان گفت این عزیزان به باغ انگوری ارجاع داده شدند. باغ انگوری در فرهنگ تهرانیهای قدیم جایی بود که درآن هر مشکلی حل میشد ولی ساز و کار خاص خودش را داشت و مهمترین مسئله نبود قانون در حل شدن مشکلات بود. حالا ایثارگران ماندهاند و این لایحهای که هیچ جذابیتی برای نمایندگان مجلس ندارد تا به سرانجام برسد.
البته برخی نمایندگان؛ در طی این 4 سال گذشته با سخنانشان توپ را به زمین نهادها و ارگانهای دیگر انداختهاند و از خود سلب مسئولیت کردند. تمام این کم کاریها و یاشاید بی انگیزهگیها از سوی نمایندگان مجلس هشتم در رابطه با پیگیری لایحه مزبور در حالی اتفاق افتاده که آنها نتوانستند قانون جامعی را که در برنامههای سوم و چهارم قانون توسعه پیش بینی شده بود با پیگیریهایشان به مرحله اجرا برسانند.
نهایی نشدن این قانون باعث بلاتکلیفی، نا امیدی و سرخوردگی مضاعف ایثارگران شده است. گویی این عزیزان متعلق به نسلی هستند که فراموش کردنشان آسانترین راه است. بامزه اینجااست که در قانون سوم و چهارم قانون توسعه؛ موادی که به حقوق ایثارگران پرداخته چنان ایدهآلی برای این عزیزان در آینده ترسیم کرد که حتی بدبینترین کسان نیز تصور نمیکردند که این مواد فعلا در حد شعار و حرف باقی بماند.
ماده چهل و سوم برنامه توسعه میگوید: به منظور بهبود ارائه بهتر خدمات به ایثارگران و ساماندهی خدمات قابل ارائه، طرح جامع خدمات به ایثارگران، مشتمل بر نظام پرداخت حقوق و مستمری، خدمات درمانی و سایر خدمات پس از تصویب هیات وزیران به اجرا در آید.
در ماده نودو نهم برنامه چهارم نیز، دولت مکلف شده بود، ظرف 6 ماه نسبت به تدوین اجرای سند راهبردی خدمات رسانی به ایثارگران با رویکرد توانمند سازی و بهبود وضعیت اشتغال، مسکن ارزان قیمت، ارتقای سطح اجتماعی، درمانی، معیشتی و بهبود وضعیت آموزشی و فرهنگی و حفظ و تثبیت موقعیت شغلی آنان اقدام کرده و ساز و کار نظارت بر اجرای سند را پیش بینی کند.
در اینکه مواد بالا از سوی دولت انجام نگرفته بحثی نیست اما مجلس هشتم چرا در باره ماده 43 برنامه سوم و ماده 99 برنامه چهارم به تکلیفش عمل نکرد و یقه دولت را نگرفت؟ پیگیری این مواد آیا ارزشی ندارد پس چگونه است که برخی نمایندگان مجلس هشتم که در هیات مدیره تیمهای ورزشی هستند در باره نوع پوشش و موی بازیکنان خود حرف دارند ولی درباره ایثارگران اقدامی انجام نمیدهند؟ آن هم اقدامی که قطعا وظیفه آنها است نه لطفشان.
حال سخن با نمایندگان دوره جدید است. نمایندگان دوره نهم مجلس جبران مافات کنند و تاریخ ساز شوند. مهم این نیست که این لوایح از سوی کدام دولت و با کدام خط فکری آمده، مهم اینجا است که این لوایح متعلق به آینده عزیزانی است که بیشترین حق و حقوق را برگردن ملت و منتخبان آن دارند.
متاسفانه نمیشود از نمایندگان متولد 1350 تا 1360 که در مجلس نهم کم هم نیستند انتظاری داشت. این افراد درکی از جنگ و مجروح و جانباز به صورت عملی ندارند. ولی نمایندگانی که به ادعای خود و بنا برآنچه در بروشورهای تبلیغاتیشان آوردهاند، اهل جنگ بودهاند و حتی خودشان جزو خانواده با عظمت ایثارگران هستند، اگر راست میگویند تحرکاتی مثبت از خود نشان داده و لایحه جامع خدمات رسانی به ایثارگران را نهایی کنند.